تبليغاتX
๑۩۞۩๑حاجی ترقه๑۩۞۩๑
حاجی ترقه:
 
 
هوشمندی و درایت رهبر انقلاب در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات؛
کدام مصلحت بزرگ‌ مانع از تغییر مصلحی شد؟

مخالفت رهبر معظم انقلاب با تغییر وزیر اطلاعات و به‌ويژه حواشی آن هر چند با پردازش و آب و تاب رسانه‎های خارجی و برخی از رسانه‎های داخلی برای مدتی تبدیل به یک جنجال رسانه‎ای در کشور شد، اما رهبر انقلاب در سخنرانی چند روز پیش خود در دیدار با جمعی از مردم استان فارس، این مساله را یک موضوع عادی و معمولی نامیدند که نباید به ابزاری برای دشمنان انقلاب اسلامی تبديل شود.

ایشان علت ورود در این مساله را علی‌رغم رویه همیشگی خود، وجود یک مصلحت بزرگ عنوان کردند و فرمودند: «... بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کار‌ها و تصمیم‌هاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیت‌ها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجايى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت می‌شود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس می‌کند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار می‌گیرد، تفویت می‌شود؛ خب، انسان وارد می‌شود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
نقد سه فيلم برتر اسكار؛ سخنراني پادشاه، شبكه اجتماعي و سرآغاز

روز گذشته بخش اول گفت‌وگوي تفصيلي رجانيوز با سعيد مستغاثي كارشناس و منتقد سينما در مورد ماهيت جشنواره اسكار و آثار برتر آن، جوايز و داوري‌ها منتشر شد. در بخش دوم اين گفت‌وگوي خواندني سه اثر برتر اسكار 2011؛ "سخنراني پادشاه"، "شبكه اجتماعي" و "سرآغاز" مورد بررسي قرار گرفته، همچنين در مورد اثر پرفروش و برتر اسكار سال قبل يعني فيلم "آواتار" هم بحث شده است. 

مشروح بخش دوم و پاياني اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد: 

- صدا و سيماي ما قرار است سه فيلم از ده فيلم برندگان اسكار امسال را در نوروز به نمايش بگذارد (فيلم‌هاي نطق پادشاه، 127، سرآغاز و شبكه اجتماعي) خوب است اين سه فيلم هم در همين مصاحبه نقد شوند تا هم فضاي نامزدهاي اسكار مشخص شود كه چه سمت و سويي دارد وهم مخاطبين از نقدهاي موشكافانه شما استفاده كنند؟  

نمایش فیلم های یاد شده در صورتی که همراه نقد و تحلیل آگاهی دهنده و بصیرت بخش برای تماشاگر تلویزیونی باشد، در واقع می تواند فرصتی ایجاد نماید تا بسیاری از حقایق اجتماعی و تاریخی و حتی سیاسی برای مخاطبین عادی مطرح شده و آنها را از مقاصد و اهداف پنهان و پشت پرده کانون های تولید کننده این گونه آثار، مطلع سازد. اما چنانچه فیلم های نامبرده مثل بسیاری از اوقات گذشته به شکل آثار سرگرم کننده و صرفا برای پرکردن به اصطلاح اوقات فراغت به نمایش درآمده و روی آنتن تلویزیون برود، همان اثر مورد نظر کانون های پنهان تولید کنندشان را در ذهن مخاطب ایرانی برجای خواهند گذارد و تلویزیون ما را به مثابه اسلحه جنگ نرم دشمن درخواهد آورد. 

به هر حال پوشیده نیست که در میان فیلم های ذکر شده، فیلم "سخنرانی پادشاه" به لحاظ القاي نوعی تفکر اشرافی انگلیسی و همچنین نگرشی نژادپرستانه و جنگ طلبانه از هوشمندی خاصی برخوردار است که به هیچ وجه آن را در ردیف یک فیلم سرگرم کننده قرار نمی دهد. در فیلم مذکور پس از سال‌ها، هالیوود به تقدیس سیستم سلطنتی و پادشاهی نژادپرستانه انگلیسی پرداخته و این سیستم را بری از هر گونه فساد، سستی و کاهلی نشان داده است به طوری که شخصی همانند دیوید (پسر بزرگ جرج پنجم) نمی تواند برمسند پادشاهی بریتانیا تکیه بزند. سیستمی که در آن برخلاف همه تبلیغاتی که تا امروز رواج داشته و البته براساس واقعیات موجود، نقش اصلی را در تعیین سیاست های امپراتوری، پادشاه یا ملکه دارا هستند و نه نخست وزیر. این حتی در قانون اساسی بریتانیا نیز به صراحت درج شده که آن به اصطلاح دموکراسی جزیره نشینان در واقع به جز اجرای نیات و مقاصد پادشاه یا ملکه نبوده و نیست. (منظور نیات و اهداف کانون هایی است که اساسا به آنها مشاورت داده و بقای حکومت و سلطنت شان را تضمین کرده اند) 

واقعیت این است که در سیستم پارلمانی بریتانیا شامل دو مجلس عوام و اعیان (لردها) اگرچه نمایندگان مجلس عوام توسط مردم انتخاب می‌شوند ولی اعضای مجلس اعیان یا لردها که حدود 100 نفر بیش از تعداد اعضای مجلس عوام هستند مستقیما از سوی پادشاه یا ملکه و آن هم از میان اشراف انگلیسی (کسانی که از سوی پادشاه یا ملکه مفتخر به دریافت نشان شوالیه گری و لقب "سر" شده و از خانواده های اشرافی هستند) منصوب می‌شوند که تعداد ثابتی از آنها از اعضای کلیسای کانتربری و دیگر مراکز شبه مذهبی هستند. به این ترتیب هر قانون یا مصوبه ای در مجلس عوام بايد در این مجلس منتخب پادشاه یا ملکه تصویب نهایی دریافت شود! و حتی نخست وزیر نیز در نهایت بايد از همین مجلس انتصابی، حکم خود را دریافت کند. این درحالی است که پادشاه یا ملکه علاوه بر ریاست کلیسای انگلیکن، ریاست هر دو مجلس عوام و اعیان را نیز برعهده دارد. ضمن اینکه سرویس های امنیتی و اطلاعاتی و جاسوسی بریتانیا اعم از اسکاتلندیارد یا MI5 و MI6 مستقیما زیر نظر پادشاه یا ملکه قرار دارند و رئيسان آنها از سوی شخص اول مملکت برگزیده می شوند. و البته خود شخص اول دارای مشاوران و معاونانی است که اغلب از اعضای کانون های پنهان صهیونی و ماسونی هستند. 

به هرحال فیلم "سخنرانی پادشاه" با تجلیل از چنین سیستم امپراتوری (که در فیلم 58 کشور را زیر سلطه خود دارد و پادشاه، سخنرانی اش را خطاب به هموطنانش در داخل و خارج انگلستان ایراد می نماید) به عنوان اسلاف نظام سلطه امروز جهانی، در واقع به نوعی امپریالیسم حاکم امروز برجهان غرب به سرکردگی ایالات متحده آمریکا را به اذهان متبادر می سازد و آن را در مقابل دشمنانی، تصویر می کند که دیگر راهی جز جنگ با آنها باقی نمانده است. (همچنانکه امروز نیز نظام سلطه جهانی تحت لوای جامعه جهانی همین ادعا را درباره کشورهایی که به اشغال درآورده و یا درمورد لشکرکشی هایش دارد). 

این رویه جنگ طلبانه، آنگاه بارز می شود که رفع لکنت پادشاه (به عنوان چالش اصلی داستان) با آغاز جنگ جهانی دوم و ورود بریتانیا به جنگ همزمان شده و گویی شادمانی و گره گشایی قصه در فراز ذکر شده به نوعی آغاز جنگ علیه دشمنان امپراتوری را دربرمی گیرد. متن سخنرانی پادشاه برای ورود بریتانیا به جنگ در بخش هایی، به شدت اظهارات سردمداران آمریکا (از جمله جرج بوش) برای ورود به جنگ علیه عراق و یا تهدیدات آنها علیه ایران را تداعی می کند، مثلا اینکه "ما همه راههای صلح آمیز جلوگیری از جنگ را رفتیم " و یا " ما برای دفاع از عزیزانمان وارد جنگ شدیم" و یا... 

در فیلم "سخنرانی پادشاه" زوم کردن فیلمساز برروی موضوع لکنت زبان و سخنرانی به عنوان یک موضوع اصلی و تعیین کننده در اثر (که به آغاز جنگ و ورود ارتش بریتانیا در آن جنگ می انجامد) در واقع به مثابه یک عامل اساسی در ابراز لیاقت برای سلطنت و ایجاد وحدت در میان اقشار ملت با دیگر ملل تحت سلطه و استعمار و همچنین حضور قدرتمندانه در جنگ نمایش داده می شود. آنچه که در یکی از صحنه های ابتدایی فیلم، جرج پنجم به پسرش برتی می گوید: 

"...در گذشته تمام کاری که یک پادشاه انجام می داد، این بود که محکم پشت اسب بنشیند و مواظب باشد که نیفتد اما امروز ما باید به خانه های مردم نفوذ کنیم و خودمان را برایشان لوس کنیم..."! 

یعنی به زبان ساده دیگر حکومت با صرف تکیه زدن برتخت (یعنی نمایش سیاسی) برمردم میسر نیست بلکه بایستی با گفتار و سخنرانی درون خانه های مردم نفوذ کرد!  

به نظر می آید این ساده ترین مصداق برای پدیده ای باشد که در فرهنگ سیاسی امروز دنیا، جنگ نرم یا Soft War نام دارد. همان پدیده ای که ژنرال دوایت آیزنهاور رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا در سالهای اولیه جنگ سرد در توضیحش گفت: 

"ما به هیچ وجه قصد نداریم که در جنگ نرم، از طریق فشار و اعمال زور بر قلمرو یا ناحیه ای مسلط گردیم. هدف ما به مراتب عمیق تر، فراگیرتر و کامل تر است. ما در تلاشیم تا جهان را از راه های مسالمت آمیز،از آن خود گردانیم...ابزارهایی که برای گسترش این واقعیت استفاده می کنیم، به ابزارهای روانی مشهورند. اما از لحاظ این که این کلمه چه کاری قادر است انجام دهد، هیچ نگرانی به خود راه ندهید. جنگ نرم در واقع اذهان و اراده های افراد را مورد هدف قرار می دهد..." 

جوزف نای (تئوریسین معروف آمریکایی) در کتابی با نام "قدرت نرم" یا "Soft Power "در تشریح جنگ نرم می نویسد: 

"... وقتی بتوانی دیگران را وادار کنی ایده هایت را بپذیرند و آنچه را بخواهند که تو می خواهی، در این صورت مجبور نخواهی بود برای هم جهت کردن آنها با خود، هزینه زیادی صرف سیاست هویج و چماق کنید. اغوا همیشه موثرتر از اکراه است و ارزش های زیادی مانند دمکراسی، حقوق بشر و فرصت های فردی وجود دارند که به شدت اغوا کننده اند..." 

یعنی در حقیقت فیلم "سخنرانی پادشاه" به نوعی برجنگ نرم به عنوان اصلی ترین ابزار نظام سلطه جهانی در حاکمیت بر دیگر سرزمین ها و ملل و همچنین پیش زمینه لشکرکشی نظامی تاکید دارد. 

این همان تئوری است که در فیلم Inception یا "سرآغاز " به عنوان مانیفست عمل، در دستور کار فردی به نام "دام کاب" قرار می گیرد. اساسا در صحنه ای از این فیلم، کلمه Inception به معنی "کاشتن ایده ای در ذهن ناخودآگاه فرد هدف از طریق خواب" تعریف می شود. 

تازه ترین فیلم کریستوفر نولان (که وی را با اثر غیرمتعارفی به اسم "یادگاری" شناختیم ولی بعدا با آثاری همچون "بی خوابی و دو فیلم آخر "بت من" به جرگه سینماگران تبلیغاتی و ایدئولوژیک هالیوود درآمد) فیلمی در ظاهر پیچیده به نظر می آید که تماشاگرش را از لابیرنت ها و هزارتوی اذهان ناخودآگاه و رویاهای تو درتو می گذراند تا در تسخیر آنها، شریکشان سازد.  

در این فیلم، دام کاب (با بازی لئوناردو دی کاپریو) یک سارق رویا به شمار می آید که زمانی توسط برخی مقامات سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی آمریکا استخدام شد تا اطلاعات اشخاص مهم را در هنگام خواب از ذهن آنها دزدیده و در اختیار آن مقامات قرار دهد. او برای این دزدی، وارد لایه های دوم و سوم رویاهای افراد گردیده و پنهان ترین اطلاعات آنان را شکار می کند. 

اما سیر و سیاحت دام کاب در خواب و رویاهای دیگران با نیت دزدی اطلاعات، موجب رسوایی وی می شود. بنابراین مقامات فوق الذکر به کناره گیری از کاب ناچار شده و او به خاطر گریز از بازداشت و محاکمه در آمریکا، درگیر یک خود تبعیدی در خارج از این کشور می گردد، در حالی که همچنان در آرزوی بازگشت به این کشور و دیدن دو فرزند کوچکش به سر می برد. دام کاب در این مسیر در معرض پیشنهاد قابل توجه یک سرمایه دار ژاپنی به نام "سایتو"(بابازی کن واتانابه)قرار می گیرد که می تواند ترتیب منع تعقیب او در آمریکا و دیدار فرزندانش را بدهد به شرطی که از پدیده Inception استفاده کرده و ایده مورد نظر سایتو را در ذهن شخصی به نام رابرت فیشر (وارث یک امپراتوری عظیم انرژی) در عالم رویا بکارد تا سایتو بتواند آن امپراتوری را از چنگ وی درآورده و کلیت منابع انرژی در جهان را در اختیار گرفته و به ابرقدرتی بی رقیب بدل گردد. 

دام کاب پیش از این یک بار از پدیده Inception استفاده کرده و دنیایی مجازی را برای همسر فقیدش "مل" بوجود آورده بود که سرانجام به خودکشی وی انجامید. برای انجام Inception نیاز است که نه تنها از لایه های دوم و سوم رویا گذشت بلکه به لایه چهارم ورود پیدا کرده و در آن لایه، دنیایی مجازی بنا نمود. دنیایی که دیگر چندان کنترلی برآن وجود نداشته و با کوچکترین اشتباهی، هر لحظه امکان سقوط و غرق شدن در لایه های آن وجود دارد.  

کریستوفر نولان با هر یک از این لایه ها، معنی و مفهوم خاصی را القاء می نماید. در لایه اول که از خواب درون هواپیما شروع می شود، دام کاب و گروهش به همراه رابرت فیشر به دنیای گنگستری پا می گذارند که قرار است با ربودن فیشر، او را برای بدست آوردن کد رمز و در اختیار گذاردن کمپانی تحت فشار قرار دهند اما مورد هجوم محافظان فیشر قرار گرفته و سایتو زخم مهلکی برمی دارد که اگر به مرگ وی بیانجامد آنها برای همیشه در رویای فیشر حبس شده و یا در لایه های دیگر رویای وی سرگردان می مانند. از همین رو مجبور می شوند لایه اول را در یک تعقیب و گریز طولانی با باند محافظ فیشر ترک گفته و به لایه دوم بروند که دنیای مافیا و شرکت های چندملیتی و جاسوسان آنها است و در یک هتل می گذرد. به عبارتی لایه دوم مانند فیلم "کاندیدای منچوری" در دنیای سیاست کمپانی های امپریالیستی و جاسوسان مغز شسته آنها می گذرد. 

پس از آن و در لایه سوم به دنیای میلیتاریستی وارد می شویم که مرکز امپراتوری فیشر در آن قرار دارد و بایستی رمز مورد نظر پس از درگیری طولانی مسلحانه و ورود به مرکز فوق که همانند قلعه ای نظامی به نظر می رسد،کشف شده و تصاحب آن عملی شود. تمهید کریس نولان برای صحنه پردازی این سکانس که در منطقه ای یخبندان و سردسیر انجام می شود، بدون درنگ، تصویر درگیری های نظامی و شبه نظامی پیرامون پایگاههای نظامی روسیه یا کره شمالی را در فیلم های جیمزباند و مانند آن را به خاطر می آورد. 

اما در حین این جنگ و جدال نظامی که برروی خودروهای سورتمه ای و با انوع و اقسام مسلسل و تفنگ های خودکار صورت می پذیرد، تیر خوردن فیشر، نقشه را به هم می زند و ظاهرا دیگر فرصتی برای کشف رمز یا بازگشت باقی نمی ماند. گروه از موفقیت کار ناامید شده و خود را برای غرق شدن در لایه های تو درتوی رویای رابرت فیشر آماده می سازند که آرشیتکت گروه پیشنهاد ورود به لایه چهارم را می دهد، لایه ای که در آن هنوز دنیای مجازی 50 ساله دام کاب و همسرش اگرچه در حال اضمحلال اما همچنان باقی است. در واقع لایه چهارم که موجب بقا و احیای سایر لایه ها می شود از یک درونمایه ملودرام و سانتی مانتال برخوردار است که به اصطلاح آخرین مرحله Inception و کاشتن ایده مورد نظر در ذهن هدف را تشکیل می دهد. یعنی پس از گذر از مراحل مختلف گنگستریسم و جاسوسی و میلیتاریسم، سرانجام برانگیختن و اغوای احساسات انسانی است که به کمک می آید و می تواند ایده مورد نظر را در عمق ذهن فیشر بکارد. همان تئوری که در ابتدای این بحث از قول ژنرال آیزنهاور نقل کردم و سپس از نوشته جوزف نای در کتاب "قدرت نرم" مثال برایش آوردم. همان نظریه ای که گفتم در فرهنگ سیاسی امروز به آن "جنگ نرم" گفته می شود.  

در واقع رویای چهارم و بقای عشق مجازی دام کاب و مل در آن دنیای غیر واقعی باعث می شود تا قفل بسته 3 رویای دیگر باز شود و رابرت فیشر تحت تاثیر خاطره ای از کودکی اش و ارتباط با پدر، ذهنش را در اختیار رابرت فیشر و خوابگزارانش قرار دهد. در اینجا هم گروه دام کاب برای اغوای رابرت فیشر از احساسات گمشده او نسبت به پدرش، سوء استفاده می کنند تا ذهنش را برای تسلیم در اختیار بگیرند. به این ترتیب رخنه در ذهن هدف که با زور آدم ربایی لایه اول رویا امکان پذیر نشد و در لایه دوم نیز از طریق انواع و اقسام فریب و نیرنگ ها به جایی نرسید و در لایه سوم هم با آن عملیات نظامی و درگیری و جنگ و جدال نتیجه ای عاید نکرد، سرانجام با فریب احساسات و استفاده از ابزارهای روحی و روانی یا در واقع از طریق نوعی جنگ نرم، عملی شده و موفقیت آمیز جلوه می نماید. 

فیلم "شبکه اجتماعی" ساخته دیوید فینچر نیز اثری دیگر درباب همین جنگ نرم است و این بار افسانه سرایی درباره یک شبکه اینترنتی است که مستقیما توسط کانون های صهیونی بوجود آمده و به عنوان بازوی محوری رسانه ای غرب صلیبی/صهیونی به خصوص در جریان فتنه سال 88، نقش عمده ای را برای این کانون ها در اغتشاشات برخی مناطق شمالی تهران داشت. این بار هم یکی از تهیه کنندگان صهیونیست و شناخته شده هالیوود به نام اسکات رودین(که در ساخت آثار ایدئولوژیک سینمای غرب همچون "جایی برای پیرمردها نیست"، " خون به پا خواهد شد"، "ملکه"، "شک" و پروپاگانداهای سیاسی مانند "قوانین تعهد" و "کاندیدای منچوری" و...ید طولانی دارد) به میدان آمد تا با کمک یک فیلمساز معروف ایدئولوژیک یعنی دیوید فینچر (که از همان نخستین اثر سینمایی اش یعنی قسمت سوم بیگانه ها به خدمت سینمای آخرالزمانی هالیوود درآمد که افسارش دست امثال جیمز کامرون و ریدلی اسکات بود تا آثار مستقل بعدی اش مانند "هفت" که ترجمه سینمایی دوزخ دانته به شمار آمد و تا فیلم سال گذشته اش که برای اولین بار او را تا آستانه کسب جایزه اسکار هم کشانید یعنی "مورد عجیب بنجامین باتن" که علاوه بر مایه های اوانجلیستی، به نوعی رگه های تفکرات فرقه صهیونی کابالا را هم بروز می داد) و با فیلمنامه آرون سارکین (که او هم فیلم های تبلیغی سیاسی مثل "جنگ چارلی ویلسن" و "رییس جمهور آمریکایی" را در کارنامه خود دارد)، براساس کتاب "میلیاردرهای تصادفی" نوشته بن مزریچ،ساخت یک فیلم کاملا تبلیغاتی را برعهده بگیرد!  

گویی از همان زمان که شبکه فیس بوک، کارآیی خود را در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران نشان داد، در کنار سایر پروژه هایی که کانون های صهیونی جهت هجمه به انقلاب و نظام ایران طراحی نموده بودند (مانند پروژه ندا آقا سلطان یا ترانه موسوی و یا تجمعات غیرقانونی و شعارهای ساختار شکنانه)، تبلیغ برای این شبکه به اصطلاح اجتماعی نیز در دستور کار هالیوود قرار گرفت و لانسه کردنش در مجامع مختلف سینمایی اعم از انجمن های فیلم و جشنواره ها و مراسم اهدای جوائز، برنامه ریزی شد. از همین رو فیلم "شبکه اجتماعی" تقریبا در میان انتخاب اکثر مجامع منتقدان آمریکا و مراسم اهدای جوایز همچون گلدن گلوب و بافتا و سزار و اسکار جایگاه خوبی به‌دست آورد. 

شبکه ای که توسط یک صهیونیست به نام "مارک زوکر برگ" مدیریت شده یعنی همان شخصیت اصلی فیلم "شبکه اجتماعی" دیوید فینچر. نکته جالب در معرفی کاراکتر اصلی مارک زوکر برگ که در زیر سایه تبلیغات سرسام آور رسانه های صهیونیستی درباره نبوغ و هوش و استعداد وی پنهان شده (از جمله در همین فیلم "شبکه اجتماعی" به عنوان یک نابغه مستقل و پرجرات کامپیوتری نمایانده می شود)، در یکی از اقدامات به اصطلاح حقوق بشری اش به منصه ظهور رسید. شواهد مستند نشان می دهد، زوکر برگ همان فردی است که در سال 2009 و در جریان محاصره نوار غزه و جنگ نابرابر صهیونیست ها علیه فلسطینی ها در این منطقه، برای کشتن هر فلسطینی توسط اسراییلی ها، جایزه تعیین کرد.  

میکاییل ران، از اعضای کنست (پارلمان اسراییل) به همین مناسبت در یکی از سخنرانی های خود در پارلمان از این اقدام مارک زوکر برگ حمایت کرده و گفت:  

"...باید از مارک زوکر برگ تقدیر کرد که با افتخار اعلام می کند در مقابل کشتن هر فلسطینی در غزه، صد سکه طلا به سربازان اسراییل هدیه می دهد..."(فیلم مستند این سخنرانی در قسمت سیزدهم مجموعه "راز ارماگدون 4: پروژه اشباح" از شبکه خبر سیما پخش گردید). 

در اکتبر 2009 یک روزنامه فرانسوی واقعیات های جدیدی از پشت پرده سایت فیس بوک را افشا کردکه ثابت می کند این سایت توسط دستگاه جاسوسی موساد و CIA با هدف جاسوسی در کشورهای هدف راه اندازی شده است.  

روزنامه یهودی "لومگازین دی یسرائیل" با انتشار اسنادی فاش کرد که فیس بوک یک سایت استخباراتی اسراییلی است که برای جذب مزدور و جاسوس به نفع اسراییل ماموریت دارد. 

در یکی از فیلم های مستند، یکی از کاربران فیس بوک چنین اعتراف می کند: 

"...من مدت یکسال و نیم است که برای فیس بوک کار می کنم و برای آژانس های جاسوسی، اطلاعاتی را که از من می خواهند دریافت کرده و به آنها می فروشم..." (این فیلم نیز در قسمت سیزدهم مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به نمایش درآمد). 

پرونده ای که "لومگازین دی یسراییل" برای فیس بوک منتشر کرد شامل اطلاعاتی در خصوص راههای جاسوسی براساس متدهای مخابرات اسراییل و آمریکا از طریق افرادی عادی بود که خطرات این ماموریت را نمی دانستند. 

این روزنامه نوشت: "این گونه افراد فکر می کنند فقط وقت خود را در برابر صفحات چت تلف می کنند و چیز مهمی نیست بلکه حتی این موضوع را به فکاهی نیز می گیرند." 

گزارش مزبور، میزان دست داشتن حکومت اسراییل در اداره فیس بوک را فاش کرد تا جایی که سفیر اسراییل در پاریس این مجله یهودی فرانسوی را متهم به " افشای اسراری کرد که نباید آنها را برای دشمن فاش می کرد". 

"لومگازین دی یسراییل" این اقدام حکومت اسراییل را " جاسوسی اینترنتی" توصیف کرد. برپایه این گزارش، حکومت اسراییل از طریق فیس بوک به میزان زیادی از اطلاعات درباره استفاده کنندگان این سایت در جهان عرب و اسلام دسترسی پیدا می کند، آنگاه برای تخمین و ارزیابی وضعیت جوانان کشورهای عربی و اسلامی، آن را در اختیار اساتید روانشناسی وابسته به دستگاههای استخباراتی قرار می دهد. 

جرالد نیرو استاد علم روانشناسی در دانشگاه پرووانس فرانسه و صاحب کتاب " خطرات اینترنت" در باره این شبکه می نویسد:"... این شبکه هایی که افشا شده اند عبارتند از مجموعه ای از شبکه هایی که توسط روانشناسان اسراییلی مدیریت می شوند و هدف آنان نیز درجه بندی و بکارگیری جوانان مقیم کشورهای جهان سوم خصوصا آنهایی است که در محدوده نزاع عربی- اسراییلی حضور دارند و یا مقیم کشورهای آمریکای جنوبی هستند..." 

اطلاعاتی را که نشریه فرانسویه "لومگازین دی یسراییل" انتشار داد، تماما با اطلاعاتی که نشریه اردنی" الحقیقه الدولیه" در 9 آوریل سال 2008 منتشر کرد همخوانی دارد. 

این نشریه در گزارشی مبسوط تحت عنوان " دشمن پنهان" نوشت: "...مدیران سایت های شبکه ای کاملا می دانند کاربرانشان از چه نقاط ضعفی برخوردارند و براساس آن برنامه ریزی می کنند. به عنوان مثال با طرح مسایلی چون آزادیهای اجتماعی، مشکلات جوانان و... افقی روشن و در دسترس برای او ساخته و آنگاه در فرصتی مناسب از آن بهره می گیرند..." 

"رابرت گیتس" وزیر دفاع آمریکا نیز در ژوئن 2009 اعلام کرد، تکنولوژی‌های رسانه‌های اجتماعی همچون فیس بوک یا تویيتر که نقشی حیاتی در مستندسازی و هماهنگی اعتراضات در ایران به ویژه تهران داشتند، یک دارایی استراتژیک عظیم برای آمریکا محسوب می‌شوند! 

- فيلم پرفروش آواتار هم بسیار بحث برانگیز شد بد نیست نقدی هم هرچند مختصر به این فیلم داشته باشیم، چرا كه بازهم متأسفانه برخي، متوجه نشده‌اند، اين فيلم چه مي‌گويد و ارتباط آن با پروژه 2012 چيست.  

"آواتار" از جلوه های ویژه خیره کننده ای برخوردار است که می تواند بر جذابیت و طبعا فروش آن بیفزاید اما همه این جلوه های تصویری بعضا افراطی و پرزرق و برق در خدمت بیان قصه و ماجراهای فیلم که براساس تفکر فلسفی و ایدئولوژیک جیمز کامرون(سازنده اثر) قرارگرفته، در می آید تا حداقل تماشاگر را در طول 160 دقیقه زمان فیلم، برای تماشای ادامه اثر و دیدن و شنیدن حرف های اساسی فیلمساز، برروی صندلی نگاه دارد. اما این ایدئولوژی آنچنان که در وهله اول در نگاه مخاطب می نشیند، نوعی طبیعت پرستی مادی گرایانه افراطی است که در برخی مکاتب جعلی و انحرافی همچون "کابالا" می توان سراغ گرفت. آواتارها نوعی انسان/حیوان هستند که به اجداد باستانی آدم ها شبیه اند.(شاید همان حلقه مفقوده داروین؟!) از مهمترین خصوصیاتشان، وابستگی شدید آنها به طبیعت و نیرو و الهام گرفتن از آن است.  

براساس مکتوبات کابالیست ها،"آواتار" صورت یونانی "آگادا" از اسطوره های فرقه صهیونی "کابالا" است که در کنار عنصر دیگری به نام "هلاخا" از جلوه های روحانیون یهود یا همان "ربی" و یا "ربای" به شمار می آید. لازم به یادآوری است "کابالا" فرقه ای صهیونی به شمار می آید که در پایان نخستین جنگ صلیبی و فتح اورشلیم در سده اول هزاره دوم توسط صلیبیون و با متشکل شدن گروهی از شوالیه های صلیبی تحت عنوان شوالیه های معبد سلیمان (که به اختصار شوالیه های معبد نیز خوانده شده و می شوند) پس از تعلیم آموزه های شرک آمیز ساحران مصر باستان توسط برخی خاخام های مصری، شکل گرفت و در قالب سازمان های مخوفی همچون فراماسونری و ایلومیناتی به تمام جهان و دربارها و مراکز حکومتی بسط داده شد. از همین روست که ملاحظه می شود 4 عنصر (یعنی هوا یا باد، آب و زمین یا خاک و آتش) که در آموزه های فرقه کابالا اصل مراتب عرفانی به شمار آمده، در مراحل بالاتر بایستی به تسخیر فرد برگزیده درآید (همان گونه که در کارتون و فیلم "آخرین کنترل کننده هوا" نیز وظیفه اصلی آواتارها محسوب شده است) و در آیین ایلومیناتی نیز از نشانه ها و نمادهای برجسته به شمار آمده است.(نگاه کنید به کتاب و فیلم " فرشتگان و شیاطین") 

از همین روست که سمبل ها و آیین های شرک آمیز در مجموعه داستان ها و کمیک استریپ ها و کارتون های "آواتار" (که متاسفانه در شبکه رسمی ویدئویی کشور نیز دوبله و توزیع شده است) و همین فیلم جیمز کامرون به وفور دیده می شود. از جمله اینکه تنها آواتارها می توانند عناصر اصلی طبیعت یعنی هوا و آب و خاک و آتش را در اختیار بگیرند و در این میان از خدا و آفریننده هستی و قادر متعال خبری نیست! و نیرویی دیگر که جهان مادی را متعادل می کند همانا تحت عنوان "جهان ارواح"شناسانده می شود که گویا قدرت های ماورایی و متافیزیکی آواتارها و کنترل کننده ها از همان جهان می آیند.  

در مجموعه کارتونی "آواتار"، قهرمان داستان برای یافتن راه چاره و مقابله با دشمنان خود، از همین جهان ارواح و مشخصا روح اژدها کمک می گیرد و از طرف دیگر بخشی از تعادل جهان را ارواح ماه و اقیانوس برقرار می سازند. 

به این ترتیب افسانه پردازان کابالیست در فیلم و مجموعه کارتون "آواتار" حتی شرک مضاعف خویش را نیز به توان 2 رسانده اند که برای خلق و خلاقیت و خالق بودن، هیچ حد و مرزی در تصورات و تخیلات خویش قائل نیستند. خدا در فیلم "آواتار" ساخته جیمز کامرون، درختی مقدس به نام "ایوا" است که آن را مادر عظیم الشان می خوانند و همه خواسته های خود را از او می خواهند. آنها براین باورند که همه زندگی و مرگ را از ایوا می گیرند و مردگانشان نزد او هستند.(همان اعتقاد و باوری که الهیون در مورد خداوند دارند). همین ایواست که قدرت دارد تا آدم ها را در قالب انسانی بمیراند و در قالب اواتار دوباره زنده نماید. همان طور که در انتهای فیلم درمورد قهرمان داستان به نام جیک سالی انجام می دهد و برای همیشه سالی به عنوان یک انسان می میرد و در فالب یک اواتار دوباره متولد می شود. (آنچه در باورهای موحدان تنها از خداوند برمی آید و به جز آن شرک محسوب می شود). آنها حتی صدای ارواح اجدادشان را با اتصال به شاخه های ایوا می شنوند.  

اما این تنها اعتقاد آواتارها نیست. انسان ها هم همه لشکرکشی خود به پاندورا(مکان زندگی اواتارها) را برای دستیابی به منابع طبیعی بی پایانی که می گویند در زیر این درخت قرار دارد، انجام داده اند.

دکتر گریس آگوستین(مسئول پروژه ساخت اواتار مصنوعی) در یکی از آخرین دیالوگ هایش برای متقاعد کردن "پارکر سلفریج" (مسئول پروژه علمی تسخیر پاندورا)، پرده از کشف علمی حیرت آوری درباره درخت مقدس یا ایوا برمی دارد، به این شرح که ریشه های آن با اتصالات الکتروشیمیایی با ریشه های سایر درختان پاندورا و از آن طریق به مغز اواتارها متصل شده که یک شبکه گسترده ای از اطلاعات و خاطره ها بوجود می آورد و می تواند اطلاعات مضاعف را دان لود یا آپ لود نماید که از این طریق می توان به آن شبکه وارد شد.  

همین درخت مقدس ایواست که به خاطر درخواست یا به اصطلاح دعای جیک سالی، همه گونه های موجودات پاندورا را به کمک اواتارها می فرستد تا با ارتش زمینی ها مقابله کنند و به همین طریق آنها را نابود می سازند.(نوعی فراخوان تارزانی؟!) 

اما با جستجو و تفحصی در مکاتب جعلی و انحرافی، می توان رد پای این نوع تفکر را در کتب کابالیست ها یافت. (همانطور که پیش از این در همین مقاله ذکر کردم) 

در ایدئولوژی کابالا (نوعی فرقه صهیونیستی) همه قوای خالق را در توالی لایه های یک درخت تصویر می کنند که شرح آن را در کتاب "باهر" از مکتوبات این فرقه می توانید ملاحظه نمایید.در کتاب "زهر" از دیگر کتاب های کابالا نیز در این باره نوشته شده: 

"... سفیرات یا چهره های متعدد خالق در درختی عرفانی بنا شده که هر یک شاخه ای از ریشه مرسوم آن را نشان می دهد که البته ناشناخته و غیرقابل شناخت نیز هست. اما "ان سوف" تنها ریشه مکنون همه ریشه ها نیست بلکه افزون بر اینها، شیره این درخت نیز به شمار می رود. هر شاخه نوعی صفت را نشان می دهد و در خود و از خود وجودی ندارد بلکه به فضیلت خدای مکنون یا "ان سوف"، هستی می پذیرد. این درخت خالق نیز همان قسم که نشان می دهد، اسکلت عالم خلقت نیز می باشد، این درخت در تمامی خلقت رشد می کند و شاخه های خویش را برهمه شبکه ها و شاخه ها و عواقب آن می گستراند. همه اشیاء موجود و دنیوی تنها به لطف امری مربوط به قدرت سفیرات وجود دارند که در تمامی آنها زنده و عمل می کند..." 

تاکید شرک آمیز برربوبیت درخت در فرقه کابالا در مکتوبات مختلف پیامبران آن به چشم می آید. از جمله در بخش "حسیدیسم، آخرین مرحله " از کتاب "جریانات بزرگ در عرفان یهودی" نوشته گرشوم شولوم آمده است: 

"...در اینجا یک نوع آیین کابالای...درخشید که هواخواهان و مشتاقان بسیاری یافت. این همان عصر کلاوس به معنای قریب در برودی بود نه گوشه عزلتی که به نظر می آمد. این عالم عرضه می دارد بلکه حجره محقری به شمار می رفت که پیروان کابالا در آن به مطالعه و دعا مشغول می شدند. قریب خیلی زود، آن طور که آرون مارکوس، آن را عرضه می داشت، بخشی از منزل پرشور بهشت آسایی را تشکیل می داد که در آن شجره حیات یا درخت زندگی بالیده و به ثمر رسیده بود. ولی نماینده کلاسیک این گرایش را باید ربی شالوم شعرابی دانست که یک کابالایی اهل یمن بود که در اواسط قرن هجدهم در اورشلیم می زیست و در آنجا مرکزی برای پیروان کابالا بنا نهاد که تا امروز نیز وجود دارد..." 

اما گرشوم شولم (از مورخان و عالمان فرقه کابالا) در کتاب "جریانات بزرگ در عرفان یهودی" درباره "آواتار" یا همان "آگادا" می نویسد: 

"در آگادای(همان اواتار) کابالایی، رخدادها در مرحله فوق العاده گسترده ای به وقوع می پیوندند، مرحله ای که با افق کیهانی، زمین و آسمان در آگادای کهن در تلاقی بودند. اما اینک اهمیت بیشتر، برروی عناصر آسمانی متوجه است که بیش از پیش مطمح نظر است. همه رخدادها، ابعاد غول آسا و اعتباری گسترده تر تلقی می شوند، مراحل قهرمانان آگادای کابالایی به وسیله دست غیبی و قوای مکنون هدایت می شوند و تحت سیطره های رمزی و اسطوره ای هستند که اعمال آنها نیز همزمان بر عالم برین، اثر می کند..." 

براساس نوشته های کتب بالینی فرقه کابالا مانند "زوهر" یا "باهر"، اسطوره "آگادا" یا همان "آواتار"، پیوند های ناگسستنی با آموزه های مسیحایی / صهیونی و آرمان های آخرالزمانی این فرقه دارد که از همان قرون اولیه پیدایش آن، در اروپا نضج داده شد و در سازمان های فراماسونری تحت عناوین حکومت جهانی تبلیغ شد که امروزه با نام "نظم نوین جهانی" شناخته می شود.  

گرشوم شالوم درباره پیشرفت تفکر آخرالزمانی کابالایی از قرون اولیه هزاره دوم در اروپا می نویسد: 

"...جریان نوینی به نحوی عمیق در حیات متزلزل یهودیان آلمانی در قرن دوازدهم اثر گذاشت و آن را هدایت کرد و نقش محکمی بر خصایص ادبیات آن برجای نهاد. روح این آثار حتی به نوعی در براهین نیمه فلسفی نافذ افتاد و افسانه ها و اسطوره های کهن در خلال قطعات و فقرات مزبور گردآوری شد...قوای این حرکت دینی بلافاصله در صورت ترجمه ها و پذیرش مواجید شهودی ودر مکاشفات مربوط به آخرالزمان و مسیحا گرایی و هبوط قوای اهریمنی شرارت جلوه می کند..." 

مکتب کابالا کارکرد احيا و ترويج آرمان‏هاي مسيحايي آخرالزمانی را در اوایل هزاره دوم به دست گرفت و اين آرمان‏ها در بنياد تحريکات جنگ‌افروزانه صليبي سده سيزدهم و تکاپوهاي شِبه‌صليبي و نو‌صليبي سده‌هاي پسين جاي داشت. در سده چهاردهم ميلادي، هسته‌هاي فرقه کابالا در جوامع يهودي سراسر جهان، به‏ ويژه در بنادر ايتاليا، گسترده شد. از طريق ايتاليا، که قلب جهان مسيحيت به شمار مي‌رفت، پيشگويي‏هاي اسرارآميز درباره ظهور قريب‌الوقوع مسيح و استقرار سلطنت جهاني او، به مرکزيت بيت‌المقدس، رواج يافت و دربار پاپ در رم و ساير کانون‏هاي فکري و سياسي دنياي مسيحي را به شدت متأثر ساخت. در تمامي اين دوران منجمين بانفوذ يهودي، يکي پس از ديگري، درباره ظهور قريب‌الوقوع «ماشي‌يَح» (مسيح) پيشگويي مي‌کردند. يک نمونه گرسونيدس، نوه نهمانيدس، است که ظهور مسيح بن داوود را در سال 1358م. پيش‌بيني مي‌کرد.  

از طرف دیگر براساس مکتوبات تئوریسین های کابالیست،نهضت "حسیدیسم"(به عنوان آخرین مرحله کابالا) سرانجام به تفکرات آخرالزمانی راه می یابد و می تواند دلیلی بر آرماگدون گرایی کابالیست ها باشد. در همان بخش از کتاب "جریانات بزرگ در عرفان یهودی" در این باب آمده است: 

"...افتخار آن (حسیدیسم) است که با این روح اشتیاق وافر تشخص می یابد که تشریح گشت و در عین حال با اظهار آراء کهن در خصوص فطرت خالق که در همه اشیاء موجود است، به توجیه خویش مبادرت ورزید. ولی این اشتیاق چیزی نبود مگر اشتیاق به مسیح گرایی مبتنی بر مسیح منجی..." 

در سکانس های پایانی فیلم "آواتار" نیز علیرغم طرح اندیشه های شبه عرفانی کابالا و تمسک به آیین های دعا و مانند آن در کنار درخت مقدس ایوا، اما در نهایت، اواتارها به سرکردگی منجی خود یعنی جیک سالی اواتار، به نبرد آخرین با ارتش زمینی ها (یا همان ضد مسیح و دجال) می پردازند که در این راه، ایوا یعنی همان درخت مقدس و نیروی اصلی با تمام قدرت طبیعت به کمکشان می آید. یعنی در پایان همه نیروهای طبیعی نیز در پشتیبانی از منجی موعود قرار می گیرند. منجی که اینک براساس آموزه های کابالایی ترکیبی از انسان امروز و آدم / حیوان های باستانی و نیروی طبیعت مادی است. 

از این جهت فیلم "آواتار" با پروژه آخرالزمانی "2012" پیوند محتوایی و تئوریک برقرار می سازد و گویا "2012" در امتداد آن بنا شده است و در واقع پسر بچه نجات بخش فیلم "2012" به نام "نوح"، خود یک آواتار است که در دشوارترین لحظه بین و مرگ زندگی نژاد بشر و سایر موجودات زنده، نقش منجی گرایانه خویش را ایفا می کند. 

با مطالعه این سطور، حضور واضح اندیشه کابالیستی را در محور قصه "اواتار" می توان دریافت و با مطالعه دیگر متون کابالیست ها، قرابت های دیگری نیز می توان بین باورهای آنها و درونمایه فیلم "اواتار" یافت. این نشان می دهد که همچنان جیمز کامرون در طی این سالها بر سینمای ایدئولوژیک خویش پای فشرده است. آنچه که پیش از این در آثاری همچون "ترمیناتور"، "ترمیناتور2: روز داوری"، "ورطه" و حتی "تایتانیک" به صورت تفکر آخرالزمانی و آرماگدونی به نمایش درآمده بود. اما کامرون پس از "تایتانیک" و به خصوص در دو اثر مستندی که برای "سیمخا جیکوبوویچی" (مستند ساز یهودی کانادایی) تهیه کرد یعنی " گور گمشده مسیح" و "راز گشایی مهاجرت یهودیان" (که حتی نریشن اش را خود کامرون گفت) تمایلات کابالایی خود را آشکارتر ساخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 

حسن عباسی عضو هیئت داوری جشنواره فیلم فجر با اظهار تاسف از نرسیدن فیلم عملیات سکوت، مصائب چارلی و اخراجی های 3 به داوری جشنواره، اعلام کرد که در این دوره از جشنواره هیچ یک از آثار در حوزه سینمای دینی نیستند.    

حسن عباسی عضو هیئت داوری بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، در گفتگو با مشرق اظهار داشت ؛ از 33 فیلم منتخب بخش سودای سیمرغ، متاسفانه چند فیلم در زمان مقرر برای داوری به نمایش درنیامدند، که باید دلایل آن علت یابی و بررسی شود. وی برای نمونه از فیلم هایی چون "عملیات سکوت"، "مصائب چارلی" و "اخراجی های 3" یاد کرد که اگر به داوری جشنواره می رسیدند به احتمال زیاد در آرایش جوایز تغییر اساسی پدید می آمد.

  وی ابراز امیدواری کرد که این فیلم ها، توسط مردم دیده شوند و با استقبال مردمی، جایزه خود را از مردم که صاحبان اصلی فرهنگ و هنر هستند بگیرند.

عباسی در مورد وجود آثار سینمای دینی در جشنواره بیست و نهم، با ابراز تاسف اعلام کرد که هیچ فیلم دینی در بخش مسابقه وجود نداشت و هرچند آثاری چون "سیب و سلما"، "آلزایمر" و "آسمان هشتم" تلاش کرده اند به مضامین دینی نزدیک شوند اما تا مرحله کمال بسیار فاصله وجود دارد.

حسن عباسی، پرداختن فیلم آسمان محبوب به مقوله جهان موازی را هرچند اقدامی ارزشمند و هماهنگ با موج فرهنگی جهانی در پرداختن به عالم های ممکن دانست، اما آن را در دسته بندی سینمای دینی قرار نداده و ابراز امیدواری کرد که این اثر، سرآغاز پرداختن به مضامین جهان متوالی با تلقی دینی به جای جهان موازی ِ صرفا فلسفی قرار گیرد.

وی همچنین از فشار گسترده طیف فتنه سبز بر داوری جشنواره، توام با جوسازی رسانه های ضد انقلاب یاد کرد و فیلم های سینمایی با مضامین سیاسی مانند "گزارش یک جشن" و "جرم" را اقناع کننده ندانست و ابراز امیدواری کرد که سینمای سیاسی، از عمق و غنای مناسبی برخوردار شود.

عباسی، از درخواست مشرق برای انتشار جزئیات رای خود در مورد تک تک فیلم های بخش مسابقه استقبال کرد و ابراز امیدواری نمود که طی هفته آینده، یادداشت های خود را در این خصوص برای انتشار عمومی در اختیار مشرق قرار دهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
شریعتمداری در غرفه کیهان:اسناد معتبری در مورد سران فتنه دارم

مدیرمسئول روزنامه کیهان گفت:‌ درباره برخی سران فتنه 88 اسناد بسیار معتبری داریم.

به گزارش واحد مرکزی خبر، حسین شریعتمداری در جمع خبرنگاران و بازدیدکنندگان غرفه روزنامه کیهان در هفدهمین نمایشگاه و جشنواره مطبوعات و خبرگزاری ها، کمترین جرم سران فتنه را وطن فروشی دانست و افزود: اسنادی داریم که نشان می دهند سران فتنه از فرمول غربی پیروی کردند که نباید علیه کلیت نظام و مردم شمشیر برداشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
مشروح‌مناظره الله‌كرم و زيباكلام در دانشگاه شريف

مناظره بين صادق زيباكلام و حسين الله‌كرم با عنوان «نگرش صحيح به مساله آمريكا» از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در سالن جابربن‌حيان اين دانشگاه برگزار شد.

به گزارش ايسنا، حسين الله‌كرم در ابتدا به معرفي خود پرداخت و گفت: من در سال 52 در رشته مهندسي مكانيك شروع به تحصيل كردم و به علت اتفاقات زمان انقلاب كه به مبارزات به دانشگاه‌ها كشيده شد وارد مبارزات شدم و پس از جنگ چند ماهي به تكميل رشته مهندسي پرداختم و سپس به لحاظ تجربه‌اي كه در دوران جنگ داشتم در رشته مديريت ادامه تحصيل دادم و توانستم دكتراي مديريت استراتژيك را بگيريم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
بعد از اعلام خطر رهبر انقلاب در مورد علوم انسانی رقم خورد؛
نگرانی مشترك بی‌بی‌سی، موسوي و سروش از وقوع انقلاب فرهنگی دوم

در حالی که بعد از وقایع انتخابات دهم، توجه اندیشمندان بیش از پبش به مقوله علوم انسانی و جایگاه آن جلب شده و رهبر انقلاب نیز بارها با اشاره به مبانی برخی علوم، ترویج آنها بدون در نظر گرفتن خاستگاه و مبادی را موجب شکاکیت خوانده بودند، برخی رسانه های بیگانه و سایت هایی نظیر بی‌بی‌سی نسبت به شکل گیری انقلاب فرهنگی دوم در ایران ابراز نگرانی کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
سلام

دوستان گرامی

امیدوارم  عبادات شما مورد قبول در گاه حضرت حق تعالی قرار گرفته باشه

اگه خدا بخواد برای نماز عید سعید فطر به تهران میریم و نماز را به امامت

ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی حضرت امام خامنه ای (مد ظله علی رئوس المسلمین)

اقامه خواهیم کرد

دعایخیر بفرمایید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 

ویرایش دوم:پیرو برخی اظهار نظرها!لازم به یاد آوری است متن این مناظره با آنکه در سایت های طرفدار فتنه منتشر شده است تفاوتی اساسی دارد.

(قسمتی از متن مناظره!!!!)


ملت پیروز آمریکا این گراف هایی که بنده نشون دادم یادتون باشه،این منحنی ها رو بالا و پایین می کنن برای این که شما را گول بزنن
 اوبا ما پریشان حال سر مجری فریاد می زند:شما اینجا ایشون دروغ می گه هیچکی اینجا چیزشو نمی گیره! یقه شو نمی گیر! این آقا الان میاد این جا چیز خانم منو این جوری این جوری می کنه فکر می کنه روحیه من چیز میشه!!!البه هنوز این کارو نکرده در ادامه انجام میده!!!


در پی درخواست بسیاری از هم وطنان خبرگزاری (اوبا نیوز) متن مناظره ی احمدی نژاد و باراک حسین اوباما،که در شبکه بی طرف (بی بی سی فارسی)رخ داد را منتشر کرد؛

مجری: (همان مجری به شدت اکتیو و پرهیجان مناظره های خرداد88) باسلام. لطفاً مناظره را شروع کنید!
احمدی نژاد :

اللهم عجل لولیک والفجر و العافیه و  النصر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
حاجی ترقه:

سلام علیکم

دوستان عزیز الان تو ی سایت صهیونیستی بالاترین بودم تا از اخبار دوستان کرم های سبز کیلیمانجارو کسب اطلاع کنم به یه لینک جالب بر خوردم!!!

کروبی مرجع تقلید شد!!!

اخه کسی نیست به این شیخ با (بخوانید بی )سواد بگه شیخ ژون شما شقد وقت داری که می خوای مرجع بشی؟؟؟

البته این بار شیخ بی سواد از امام دست خط نداره!!

کسی که عربیش خوب نیست و دیار باقی رو با دیار فانی اشتباه می گیره؟؟؟خدا آخر و عاقبت مقلدان بی سواد و نماز اولی هاش رو ختم به خیر کنه!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
مكتب ايران يا مكتب اسلام؟
بالاخره کدام یک؟؟حاجی ترقه!!!!

گروه انديشه- "اسلام"، "مكتب اسلام"، "ايران" و "مكتب ايران" واژگان و اصطلاحاتي است كه اخيراً بحث‌هاي زيادي را پيرامون خود ايجاد كرده است. اهميت موضوع در آنجاست كه در مباحث مطروحه عموماً گرايشات سياسي با نقد و نظرهاي علمي خلط و در نتيجه آن نوعي سردرگمي در محورهاي مطرح شده حول اين موضوعات به وجود آمده است.

فارغ از جنجال‌هاي به وجود آمده مي‌توان اين‌گونه تفكر را از نقطه نظرهاي متفاوتي نگريست، به طوري‌كه براي بررسي و نقد اين نظريه وجوه مختلف و فرض‌هاي متفاوت درباره‌ي آن را مدنظر قرار داد.

تفكري كه به‌نام مكتب ايران به‌تازگيً از سوي برخي افراد و جريان‌ها تبليغ مي‌شود، شامل وجوه و زوايايي است كه به اجمال به توضيح آن مي‌پردازيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
کتابی که اوباما ازخودجدا نمی کند + عکس

حاجی ترقه:

 باراک اوباما برعکس جرج دبیلو بوش که اساسا رئیس جمهوری بی تفاوت نسبت به کتاب و روزنامه بود خیلی کتاب می خواند.

پایگاه اینترنتی واشنگتن نوت در مقاله ای به بررسی کتاب های مورد علاقه رئیس جمهور آمریکا پرداخته و نوشته است که او دائما درحالی که کتاب هایی قطور در دست دارد دیده می شود و معمولا در مسیر سفر، کتاب می خواند.

جدیدترین کتابی که رئیس جمهور آمریکا به خواندن آن اهتمام ورزیده کتابی با عنوان جنگ ارواح است که در باب تاریخچه افغانستان،بن لادن و سازمان سیا از اتحاد جماهیر شوروی تا یازدهم سپتامبر 2001 نوشته شده.
    
              
در این تصویر کتابی که دست اوباماست جهان فرا آمریکایی نام دارد که از جدیدترین آثار فرید زکریا روزنامه نگار آمریکایی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
اعلام توافق مجلس و دولت با نامه جدید لاریجانی به احمدی‌نژاد

حاجی ترقه:


نائب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس از نهایی شدن توافق بین مجلس و دولت خبر داد که قرار است با ارسال نامه رئیس مجلس به رئیس جمهوری طی روزهای نخست هفته آینده اعلام رسمی شود.

به گزارش شبکه ایران از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، محمد حسین فرهنگی عضو کمیته رفع اختلاف دولت و مجلس برای اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها درباره جزئیات و نحوه تفاهم اخیر میان دو طرف، گفت: مقرر شد تا نظر مشورتی که حاصل جلسات اخیر این کمیته بود در کمیسیون ویژه تحول اقتصادی مجلس بررسی و پس از جمع بندی به رئیس مجلس شورای اسلامی ارائه شود.

وی افزود: در مرحله بعدی موضوع با نمایندگان مجلس طی فرآیندی در میان گذاشته می‌شود و نتیجه نهایی که نظر شبه تفسیری مجلس خواهد بود با نامه رئیس مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهوری کشورمان اعلام و زمینه لازم برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها فراهم خواهد شد.

فرهنگی همچنین درباره چارچوب لازم برای اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها توسط دولت، گفت: با این راهکار دیگر نیازی به اصلاح قانون هدفمند کردن یارانه ها از طریق طرح یا لایحه نخواهد بود و ابهامات دولت درباره قانون در قالب یک نامه شبه تفسیری مجلس به دولت روشن خواهد شد.
وی تصریح کرده که این نامه یه عنوان مستند لازم برای دولت برای برداشت نهایی از محورهای قانون یادشده مورد استفاده قرار می‌گیرد که طبیعتا مورد تأیید دولت هم خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
وقتي زکريا تا 30سالگي تو کوچه‌هادنبال دختر مردم بود!؟

حاجی ترقه:
سايت شبهه: مدت‌ها بود که منتظر آغاز پخش سریال «کیمیاگر» ساخته و پرداخته‌ی آقای محمدرضا ورزي بودیم. او پیش‌تر در گفتگوهای خبری اعلام کرده بود: فیلم – مجموعه «کیمیاگر» را با موضوع زندگی محمد بن زکریای رازی ساخته‌ام.

این نام نه برای من، ملت و کشورم، بلکه برای جهانیان نام بزرگی است. نامی که در عرصه علوم، به ویژه در شیمی و پزشکی، کنار نام بزرگانی چون حکیم بو علی سینا در جایگاهی والاتر از امثال «کوخ» مطرح است. نام کاشف «الکل» و طبیبی بی‌نظیر در عالم و علم پزشکی.

این انتظار در تاریخ 18/1/1389 به سر آمد و اکران اولین قسمت این مجموعه در شبکه یک آغاز گردید و ای کاش هرگز این سریال نه ساخته و نه پخش می‌شد و منابع شناخت از این سرمایه‌ی گرانقدر بشریت و تاریخ ایران زمین، هم چنان در کتاب‌ها محفوظ می‌ماند و این چنین سخیف تحریف نمی‌گردید.

سکانس اول این مجموعه، طبق معمول اغلب سریال‌های سبک ایرانی با مسئله عشق و عاشقی شروع شد. آن هم نه از نوع «لیلی و مجنون» - «یوسف و زلیخا» یا ... و حتی نه از نوع عشق و عاشقی‌های معمول بین همه‌ی زوج‌های عاشق، بلکه از نوع عشق‌های چیپ خیابانی سریال‌های ایرانی، هندی و ترکیه‌ای و با نگاهی فمینیسمی.

سریال چنین آغاز می‌گردد که این دانشمند حکیم، در حجره‌ی صرافی خود نشسته بود که توسط داروغه‌باشی‌ها دستگیر و به محکمه کشیده می‌شود. در محکمه قاضی و شاکی که معلوم نیست چرا پشت به متهم نشسته است حضور دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
در جدیدترین جلسه سران فتنه چه گذشت؟

حاجی ترقه:
سران جریان فتنه پس از ناکامی های متعدد خود طی چند ماه گذشته که دامنه آن از 22 بهمن تا 13 بدر را شامل می شود ،در جدیدترین جلسه خود به بررسی وضعیت خود پرداخته اند.

به گزارش حاجی ترقه:،حاضرین در این جلسه ضمن نگرانی شدید از عدم اقبال عمومی به این جریان بر ریزش حامیان و تاکید کرده و«ایجاد شرایط» با تکیه بر فشارهای خارجی را مورد بحث و بررسی قرار داده اند.

دراین جلسه که گفته می شود با تندی های چندی از سوی برخی از حاضران نسبت به یکدیگر همراه بوده ،یکی از افراد با بررسی وضعیت جریان خود ،«تهییج» و« فضا سازی» و «تزریق هزینه های مالی فوق العاده» را از جمله دلایل سازماندهی مناسب نیروها در پیش از انتخابات عنوان کرده واظهارداشته است: ما در قبل از انتخابات توانستیم نفرات زیادی را در قالب ستادهای انتخاباتی، گروه 88، دختران فیروزه ای و ... سازماندهی نماییم تا در موقع لزوم با فراخوانی آنان مانع بروز تقلب در انتخابات شویم، اما پس از بروز حوادث بعد از انتخابات و روشنگریهای صورت گرفته توسط نظام و راهپیمایی مردم در 9 دی و 22 بهمن اکثر افراد سازماندهی شده پراکنده شده و یا دیگر حاضر به همکاری با این ستادها نیستند از این رو لازم است تا بودجه بیشتری تأمین شود تا بتوانیم مجدداً افراد دیگری را سازماندهی نماییم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  | 
گورستان سايت هاي اسقاطي پس از خودكشي سران فتنه!

حاجی ترقه:


به دنبال بن بست سردمداران فتنه و پايان موفقيت آميز انتحار از سوي جريان نفاق جديد(!) شبكه وسيع رسانه هاي ضدانقلاب به وضعيت ركود و نيمه تعطيل رسيده اند. صدها شبكه اينترنتي، تلويزيوني و ماهواره اي كه پس از آفتابي شدن فتنه گران و تدارك اغتشاشات خياباني فعال شده بودند، در اوج فتنه به افزايش ساعت هاي فعاليت خود اقدام كردند و بعضا به صورت 24ساعته فعال شدند.

برخي از اين سايت هاي اينترنتي لحظه به لحظه «به روز» و آن لاين مي شدند اما اينك مراجعه به سايت هاي مذكور نشان مي دهد كه برخي از آنها حتي چند روز يكبار هم به روز نمي شوند و سايت هاي فعال تر (نظير بي بي سي، راديو فردا،بالاترين، روزنت، گويانيوز، دويچه وله، جرس، ايران گلوبال، اخبار روز، كلمه و...) هم با مصيبت تمام به روزرساني مي شوند و چند توليد بي خاصيت مشترك را- با ذكر منبع يا بدون آن- بازتاب مي دهند.

در اين ميان سايت هايي نظير بالاترين به بدترين وضعيت خود طي يك سال اخير رسيده اند و به عنوان مثال تعداد كليك ها بر اخبار سياسي اين سايت نشان مي دهد كه خبرهاي ياد شده بين 30 تا 150 بازديدكننده و بعضا به ندرت حداكثر تا 350 بازديدكننده دارند كه آن هم معلوم نيست چه تعداد از اين بازديدكننده ها، ضدانقلاب فراري و عناصر فعال گروهك ها و توليدكنندگان حرفه اي خود سايت هستند و چه تعداد، افراد عادي.

البته سايت هاي نفاق داخلي نظير نوروز، امروز، سحام، ملي- مذهبي، سلام، نداي سبز آزادي، راه سبز اميد، موج سبز آزادي، ادوار نيوز، خبرنامه اميركبير و... هم در كنار سايت هاي ضدانقلاب خارجي (مانند سكولاريسم نو، جبهه ملي، ايران امروز، گذار و...) به طور كلي كركره را پايين كشيده و حرفي براي گفتن و قمپزي براي در كردن ندارند. البته روي برخي از اين سايت ها هنوز آثار خالي بندي درباره چهارشنبه سوري باقي است و ظاهرا كسي حوصله پاك كردن اين خالي بندي ها را هم ندارد.

اين در حالي است كه به گزارش نيويورك تايمز، موسس سايت بالاترين مستقر در واشنگتن مي گويد: جمهوري اسلامي در مهار خبررساني ما بسيار موفق عمل نموده است. هم اكنون ميزان بازديدكنندگان ما به ميزان پنجاه درصد كاهش پيدا كرده است.

همچنين علي اكبر موسوي خوئيني، عضو اصلاح طلب مجلس ششم كه به آمريكا گريخته، ضمن ملاقات اخير خود از موسسه استنفورد، يكي از مراكز مهم سياست گذاري آمريكا و طراح براندازي هاي نرم، خواهان كمك هاي بيشتر فني از سوي آنها شده است.

در اين ميان يك روزنامه آمريكايي هم معروفترين سايت هاي خبري معاند با جمهوري اسلامي را «فاقد ارزش خبري» ناميد. روزنامه «هافينگتنون پست» در اين باره مي نويسد: پايگاه هاي خبري «راه سبز» و «راديو زمانه» و سايت هاي مشابه ديگر منابع خبري بي ارزش براي كسب اطلاعات از وقايع ايران هستند.

شبكه رسانه اي ضدانقلاب سالها پيش از اين به درستي از سوي كيهان به عنوان شبكه عنكبوت معرفي شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت   توسط حاجی نارنجک  |